سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
رویابین
جامع ترین بانک اطلاعاتی خواب و رؤیا
به رؤیابین، جامع ترین بانک اطلاعاتی خواب و رؤیا خوش آمدید

سؤالات و مشکلات خود در زمینه خواب و رؤیا را در وبسایت جدید من مطرح کنید:

 


Sleepiran.ir 




موضوع مطلب :

یادداشت ثابت - پنج شنبه 93 بهمن 10 :: 11:51 عصر

بی خوابی

متخصصان خواب می گویند سعی کنید هر شب خواب کافی داشته باشید، امّا واقعیت این است که برای خیلی ها رسیدن به این هدف کار آسانی نیست. جالب این است که وقتی تصمیم میگیریم خواب را اولویت اوّل کارهایمان قرار دهیم، خوابیدن سخت تر می شود. یعنی خوابیدن چیزی نیست که برایش تصمیم بگیریم. یکی از معروف ترین الگوهای بی خوابی می گوید معمولا بی خوابی با فرایند توجّه شروع می شود. مثلا توجه به این که من به چقدر خواب نیاز دارم و در حال حاضر مثلا اگر نخوابم فردا چه مشکلاتی خواهم داشت. مرحله بعدی تصمیم گیری است. ممکن است در زمانی که به آن عادت نداریم «تصمیم بگیریم» که بخوابیم. مرحله بعدی تلاش کردن است. چراغ را خاموش می کنیم و چشمانمان را می بندیم. «تلاش می کنیم» که ذهنمان آرام باشد و به چیزی فکر نکنیم. «سعی می کنیم» تنفسمان را تنظیم کنیم و وضعیت بدنمان را به بهترین صورت قرار دهیم. در مرحله تلاش نیاز به توجه کردن و تلاش کردن همچنان جاری هستند. امّا آخرین فرایند مخرّب، ارزیابی کردن است. یعنی وقتی تلاش می کنیم، فکر میکنیم آیا تلاشمان مثمر ثمر بوده است یا خیر، و چون صددرصد تمام کارهایی که کردیم مخالف خواب بوده است قطعا این تلاش ها و اصلا هر نوع تلاشی با شکست مواجه می شود، آن وقت شروع به ارزیابی های منفی در مورد توانایی خوابیدنمان، یا پیامدهای بی خوابیمان می کنیم. امّا خوابیدن یک فرایند خودکار یا اتوماتیک است، بنابراین بهترین کار این است که تا وقتی خواب آلوده نشدیم به تخت خواب نرویم، و وقتی به تخت خواب رفتیم تا می توانیم عادی و بدوی باشیم و هیچ تصمیم و تلاشی نداشته باشیم. باز هم تأکید می کنم تلاش نکنید عادی باشید! فقط عادی باشید. برای این کار می توانید یک داستان ساده و کم هیجان را در ذهنتان دنبال کنید. اما خودتان را مجبور به انجام هیچ کاری نکنید. 

امّا چند تا کار هست که خواب را می پراند. بعضی ها مخفیانه و بعضی ها هم علنی. در این جا ده تا از مهم ترین این کارها و مسائل را فهرست کردم که از همه شایع ترند و با تغییراتی ساده در مورد این مسائل، می توانید تا حد زیادی مشکلات خوابتان را برطرف کنید:

1- قبل از خواب زیاد نوشیدنی مصرف می کنید: این موضوع خیلی ساده و ابتدایی است. نوشیدن مایعات قبل از خواب باعث می شود مجبور شوید نصف شب برای استفاده از دستشویی بیدار شوید. نوشیدنی های ادرارآوری مثل دلستر یا چای مواردی هستند که بیشتر باید به آن ها حساس باشید. امّا مصرف الکل از همه نوشیدنی ها برای خواب شبانه زیانبخش تر است. اگرچه ممکن است الکل باعث شود که زودتر بخوابید، علاوه بر ادرارآور بودن، مواد الکلی روی مغز هم تأثیر گذاشته و ریتم طبیعی خواب را به هم میزند و باعث می شود خواب شب سبک تر شود. تا سه ساعت قبل از خواب الکل ننوشید و از نوشیدنی های مدر خودداری کنید.

2- دارو مصرف میکنید: برخی از داروها به شدت روی توانایی خواب تأثیر میگذارند. برخی از داروهای بدون نسخه (مثل میدول) حاوی کافئین هستند. باید مواد تشکیل دهنده داروها را بخوانید. برخی از داروهای فشار خون، دکونژستانت ها و داروهای آسم نیز روی خواب تأثیر منفی دارند. اغلب داروهای ضدافسردگی مثل پروزاک نیز هوشیاری را بسیار بالا می برند و مانع از خواب می شوند. با پزشکتان درباره آثار داروهای تجویزی بر خوابتان مشورت کنید. 

3- اتاقتان خیلی گرم است: اگرچه همه دوست دارند اتاق خواب و تخت خوابشان خیلی گرم و نرم باشد، اتاق خیلی گرم و البته خیلی سرد روی ریتم خواب تأثیر می گذارد و باعث می شود شب ها چندین بار از خواب بیدار شوید. دمای مناسب برای اتاق خواب بین 13 تا 23 درجه سانتی گراد است. اگر اتاقتان زیادی گرم است، و به راحتی امکان کنترل دمای اتاق نباشد، می توانید پنجره اتاق خوابتان را کمی باز بگذارید. 

4- کمی قبل از خوابتان دوش گرفته اید: افراد خوش خواب، معمولاً قبل از خواب دمای بدنشان کمی افت می کند. اما افراد بدخواب این افت دما را کم تر دارند. دوش گرفتن دمای بدن شما را بالاتر می برد و مانع از خواب آسوده می شود. در این جا زمان بندی خیلی مهم است: بهترین حالت این است که دو ساعت قبل از خوابتان دوش بگیرید یا حمام کنید. چون وقتی از حمام می آیید بدنتان دو ساعت وقت دارد که دمایش را پایین بیاورد، و این این کاهش دما، تنظیم حرارت را برای بدن خیلی آسان می کند. 

5- نزدیک به زمان خوابتان ورزش میکنید: برای خیلی ها ورزش کردن تا سه ساعت قبل از خواب بسیار محرّک است. ورزش مغز را بیدار و بدن را گرم می کند که هر دو مانع از خواب می شود. بهترین زمان ورزش برای این که به خوابتان کمک کند، 4 تا 6 ساعت قبل از خواب است. اگر نمیتوانید برنامه ورزشتان را برای بعد از ظهر تنظیم کنید، صبح ها ورزش کنید. ورزش به همراه نور روشن روز به افزایش هوشیاری شما در هنگام صبح کمک میکند.

6- شامتان را خیلی سنگین یا خیلی دیر خورده اید: غذاهای سنگین (پرچرب و زیاد) و همچنین تند تا سه ساعت قبل از خواب می تواند برای بدن بسیار محرّک باشد. وعده شامتان را سبک و در اوایل شب میل کنید. اگر فکر می کنید با این برنامه هنگام خواب گرسنه می شوید، می توانید یک میان وعده کوچک را در نظر بگیرید که مرکب از پروتئین و کربوهیدرات باشد. نان و پنیر یا یک موز انتخاب خوبی است.

7- نزدیک زمان خواب از تلویزیون، کامپیوتر یا موبایلتان زیاد استفاده کرده اید: تماشای اخبار یا برنامه های تلویزیونی برای مغز محرک است و مانع از خواب می شوند، امّا مسئله اصلی اینجا است که خیره شدن به نور اکثر این وسایل باعث می شود مغز فکر کند هنوز روز است و ریتم روزانه خود را به صورت روزانه تنظیم کند. بنابراین ترشح ملاتونین ـ هورمونی که در تاریکی ترشح  و باعث خواب آلودگی میشود ـ را کمتر می کند. تا یک ساعت قبل از خواب، به هیچ صفحه نمایشی با دقت نگاه نکنید.

8- بعد از ظهر قهوه یا چای نوشیده اید: 12 ساعت طول می کشد که کافئین از بدن شما خارج شود. این ماده در قهوه، چای، نوشابه سیاه، شکلات و بسیاری از داروها یافت می شود. کافئین نه تنها باعث می شود با دشواری به خواب برویم، بلکه باعث می شود خواب مختلی داشته باشیم و مرتبا بیدار شویم. 

9- شما خیلی آشفته و درگیر هستید: مهم ترین علت بی خوابی کوتاه مدت و اصطلاحا حاد، استرس است، امّا یادتان باشد، که راه حل مشکلات ما، شب هنگام و موقع خواب به ذهنمان نمی آید. سعی کنید در عصر هر روز در مورد مسائل و مشکلات خود به طور کامل فکر کنید و هر چه به زمان خوابتان نزدیک می شود، این افکار را رها کنید. اگر چیزی به ذهنتان رسید که نیاز به بررسی داشت، فقط یک یادداشت در مورد آن روی کاغذ بنویسید تا سر فرصت عصر فردا به آن بیندیشید. اگر یک ربع گذشت و خوابتان نبرد، از جایتان بلند شوید و به اتاق دیگری بروید. یک ربع یک کار سبک و آرام و در نور کم انجام دهید و دوباره به تختتان برگردید. 

10- شما خیلی تنیده هستید: یک ساعت مانده به زمان خوابتان یک تمرین ریلکسیشن (آرمیدگی) انجام دهید. این کار خیلی آسان است و روش های گوناگونی دارد که بعدا برخی از آن ها را معرفی می کنم. نفس عمیق بکشید و به اندام های بدنتان فکر کنید و سعی کنید تک تک آن ها را از تنیدگی آزاد کنید و ببینید وقتی عضلاتتان آسوده و بدون تنش هستند چه تفاوتی با زمان تنیدگی دارند و این تفاوت را به ذهن بسپارید. منابع آنلاین زیادی هست که تمارین ریلکسیشن را توضیح داده اند. می توانید در حین تنفس و اسکن بدن، از تصویرسازی ذهنی هم کمک بگیرید و فکر کنید در بهترین جایی هستید که می توانید تصور کنید. 

اگر همه این مسائل را رعایت می کنید، امّا باز هم نمی توانید بخوابید، به یک پزشک مراجعه کنید. ممکن است ناراحتی های تنفسی، یا مشکلات مربوط به سلامتی مانع خوابتان می شود. همچنین می توانید به یکی از کلینیک های خواب مراجعه کنید و در آنجا تحت درمان های شناختی ـ رفتاری قرار بگیرید که سودمندی آن بارها تأیید شده است. 




موضوع مطلب :

شنبه 93 خرداد 17 :: 1:33 صبح

خواب عمیق

خواب عمیق (Deep Sleep) وضعیتی شگفت آور است که هر شب چندین بار اتّفاق می افتد. ماهیت این وضعیت، کم تر از «خواب رؤیا» (Dream Sleap) شناخته شده است. منظورم از خواب رؤیا هر نوع خوابی است که در آن رؤیا می بینیم. حتما خیلی ها می پرسید مگر در خواب عمیق رؤیا نمی بینیم؟ پاسخ به این سؤال متأسفانه از چیزی که به نظر می رسد، دشوارتر است، چرا که تعریف خواب عمیق و رؤیا هر دو مورد تردید است. در گذشته برخی از دانشمندان رؤیا را منحصر به مرحلة REM می دانستند، یعنی مرحله ای که چشم ها از زیر پلک به چپ و راست حرکت می کند. این مرحلة REM هم به دلیل حرکات چشم و هم به دلیل فلج عضلات اسکلتی بدن خیلی از مراحل دیگر خواب متمایز است. امّا رؤیا منحصر به خواب REM نیست. رؤیاهای مرحلة REM داستانی تر هستند و وضوح بیشتری دارند، شاید بدین علّت که فعالیت مغزی در این مرحله در بسیاری از مناطق مغزی بیشتر از سایر مراحل خواب است. خواب غیر از مرحله REM چهار مرحله دیگر نیز دارد که همه آنها را به طور کلی خواب غیر REM یا NREM می نامند. این چهار مرحله، شامل دو مرحله خواب سبک، که مراحل 1 و 2 نامیده می شوند، و دو مرحله خواب عمیق است که مراحل 3 و 4 نامیده می شوند. به طور کلّی رؤیاهایی که در مرحله NREM دیده می شوند، معمولا مربوط به مراحل 1 و 2 هستند، و اگر در مراحل 3 و 4 رؤیایی گزارش شود، اکثر آن ها به صورت تصاویری خام و فاقد داستان هستند. در ضمن رؤیاهای مرحله 2 نیز فقط در اواخر خواب شبانه شامل رؤیاهای داستانی می شوند، توضیحاتی که ارائه دادم، اگرچه گیج کننده بود، امّا واقعا لازم بود. با توجّه به توضیحاتی که دادم با کمی دقت متوجه می شویم، بیشترین اتّفاق نظر در مورد مراحل 3 و 4 خواب وجود دارد. چرا که تقریباً همه پژوهشگران قبول دارند که در این مراحل از رؤیا خبری نیست (به همین دلیل خواب این مراحل را در مقابل خواب رؤیا قرار می دهند). خواب مرحله 3 و 4 که به خواب عمیق هم معروف است، همانطور که از نامش پیداست، خوابی عمیق است! یعنی فردی که در این مرحله است، به سختی از خواب بیدار می شود. البته لازم است بگویم دانشمندان نتوانسته اند تفاوت ارزشمندی را بین این دو مرحله بیابند، بنابراین آن دو مرحله را با هم ترکیب کرده اند و نام آن را مرحله N3 گذاشته اند. این خواب به خواب امواج آهسته نیز معروف است، زیرا نسبت به تمام مراحل دیگر خواب، امواج مغزی دامنه بلندتر و بسامد پایینتری دارند (یعنی قدبلند تر و فشرده تر هستند!). فعّالیت های مغزی در این مرحله در سطح پایین تری است. این امواج، معمولاً امواج دلتا یا تتا هستند، امّا با توجّه به غلبه امواج دلتا در هر دو مرحله، به خواب دلتا هم معروف است. حتماً می گویید چقدر دانشمندان برای این مرحله اسم می گذارند، دلیلش این است که خواب عمیق واقعا مرحله متمایزی است و ویژگی های منحصر به فرد زیادی دارد. این مرحله از خواب عمدتا در اوایل زمان خواب اتفاق می افتد. ممکن است در یک ساعت و نیم آخر خواب، اصلا خواب عمیقی وجود نداشته باشد. 

بعد از این مقدّمه طولانی امّا لازم، بیاییم در مورد این مرحله از خواب صحبت کنیم، که توجّه کمتری به آن شده است. از جنبه ذهنی خواب عمیق، مرحله فراغت کامل از دنیای پیرامون است و بیدار کردن فرد در این مرحله دشوار است، اگر آن فرد یک کودک باشد که تقریبا بیداری از این مرحله غیرممکن است. معمولا در این مرحله است که خوابگردی (در خواب راه رفتن یا Sleepwalking) اتفاق می افتد. این اتفاق به خاطر این است که بخش های حرکتی مغز به طور ناگهانی بیدار می شود، اما نواحی سطح بالاتر همچنان در خواب قرار دارند. خواب عمیق به شدّت برای کاهش میل و علاقه به خوابیدن (سائق خواب یا Sleep Drive) لازم است. منظورم از علاقه به خواب همان کششی است که وقتی مدتی طولانی نمی خوابیم، به خواب پیدا می کنیم. مثلا افرادی که به مدت طولانی از خواب محروم می شوند، وقتی اجازه خواب به آنها داده می شود، بیش تر از معمول خواب عمیق دارند. یکی از دلایل این که گفته می شود چرت های 20 دقیقه ای در بعد از ظهر اشکالی ندارد، امّا بعد از 20 دقیقه باعث بی خوابی می شود هم همین است. چون وقتی خواب از 20 دقیقه بیشتر میشود این خطر وجود دارد که فرد وارد خواب عمیق شود و بنابراین میل به خوابش در هنگام شب کم شود و خلاصه در خطر بی خوابی قرار بگیرد. هورمون رشد انسان در خواب عمیق به صورت دفعی (پالسی) ترشح می شود. پس بدون خواب عمیق ممکن است کودکان در رشدشان اختلال ایجاد شود. این هورمون در بزرگسالان به ترمیم سلولهای بدن و رفع علایم استرس کمک می کند. این بخش از خواب به طور ویژه نیاز به خواب را کم می کند، و می توان گفت خواب عمیق همان قسمتی است که باعث تجدید نیروی ما می شود. خواب عمیق ذهن را آماده و سرحال نگه می دارد تا اطلاعات روز بعد را به خوبی یاد بگیریم. مشکلاتی وجود دارد که مانع از رسیدن ما به خواب عمیق می شود. این عوامل عبارت اند از استرس، سالمندی، بیدار شدن های شبانه، مصرف مواد و داروهای مختلف (از جمله چای، قهوه، سیگار، الکل، و حتی قرص های خواب آور)، و تنگی نفس در خواب (مثلا در اثر چاقی یا وضعیت خواب نامناسب). معلوم است که ما نمیتوانیم زمان را به عقب بگردانیم تا جوان شویم، یا از خیلی از استرس ها اجتناب کنیم، امّا میتوانیم با رعایت بهداشت خواب و حفظ ساعت خواب منظم، انجام تمرین های آرمیدگی یا مراجعه به کلینیک های خواب برای درمان بی خوابی یا خر و پف، میزان خواب و در نتیجه خواب عمیقمان را افزایش دهیم.




موضوع مطلب :

پنج شنبه 93 خرداد 8 :: 12:20 صبح

نظریه های عصبی خواب بر اساس پیشرفت هایی عنوان شد که در اواسط قرن 19 در درک سیستم عصبی مرکزی به دست آمده بود. کامیلو گلژی (Camillo Golgi) اولین تصویر از سلول عصبی را به نمایش در آورد. مطالعات او توسط هینریش والدیر (Heinrich Waldeyer) بسط پیدا کرد. او نخستین کسی بود که برای سلول های عصبی نام «نورون» را برگزید. او نشان داد که جریان عصبی از سمت آکسون ها خارج و از سمت دندریت ها وارد می شود. در سال 1890 رابل راکهارت (Rabl Ruckhardt) فرضیه ای به نام نوروسپونژیوم  (neurospongium) یا شبکه فیبریل های عصبی را مطرح کرد. او این فرضیه را مطرح کرد که در هنگام خواب یک فلج نسبی در امتدادهای عصبی اتفاق می افتد که جلوی ارتباط با سلول های عصبی مجاور را می گیرد. پس از او رافائل ـ ژک لپین (Raphael-Jaques Lepine) و ماری ماتیاس دووال (Marie Mathias Duval) نظریات مشابهی را مطرح کردند. آن ها نیز معتقد بودند خواب حاصل بازگشت فرایندهای آمیبی سلول عصبی است. رامون کاخال (Ramon Y. Cajal) به همراه گلژی پیشنهاد دادند که تغییر در انتقال اطلاعات توسط نوروگلیاها نه تنها می تواند خواب را توضیح دهد، بلکه می تواند تأثیر داروهای خواب آور را نیز تبیین کند. ارنستو لوگارو (Ernesto Lugaro) در سال 1899 نظریه متفاوتی را ارائه داد که بر اساس آن خواب ناشی از گسترش فعایت نورونی است. او معتقد بود که تکانه های عصبی ایجاد کننده خواب متحمل فرایندهای گسترش یافته (gemmules) می شوند تا انتقال بین سلول ها را امکان پذیر کنند. در اوایل قرن بیستم نظریه های مربوط به حرکات نورون ها عمدتا کنار گذاشته شدند و نظریه های مربوط به انتقال سیناپسی تبیین های عصبی معتبرتری برای تغییرات مربوط به خواب و بیداری تلقی شدند. 

نظریه های شیمیایی خواب که با ارسطو شروع 




موضوع مطلب :

چهارشنبه 93 فروردین 13 :: 10:32 عصر

نظریه پردازان قرن 19 تغییرات فشار خون مغزی را عامل خواب می دانستند

کدام ژرف نگری تا کنون توانسته است معمای خواب را حل کند؟ (توماس آلدریچ، جهل انسان)

در قرن 19 پزشکی به سرعت پیشرفت کرد و دلیل اصلی این پیشرفت، کشف بی حسی و انجام جرّاحی بود. علاوه بر این در قرن 19 مشخص شد که میکروارگانیسم ها دلیل اصلی بیماری هستند. در این سال ها انقلاب صنعتی اتفاق افتاد و رعایت اصول بهداشتی افزایش یافت، با این وجود بیماری های واگیر در سراسر اروپا دیده می شد. در این دوره پیشرفت های بسیاری در درک علت خواب اتفاق افتاد. بخشی از آناتومی خواب با پژوهش های دو دانشمند آن دوره لوئیجی رولاندو (Luigi Rolando) و ماری ـ ژان ـ پیر فلورنس (Marie-Jean Pierrre Flourens) کشف شد. رولاندو در سال 1809 نشان داد که زمانی که نیمکره مغز پرندگان برداشته می شود، به آن ها حالت خواب آلودگی دست می دهد، پژوهش های وی در سال 1822 توسط فلورنس تکرار شد. 

قرن 19 را می توان «عصر نظریه های خواب» نامید، زیرا برخی از بزرگترین پزشکان، روانشناسان، و فیزیولوژیست ها توجه خود را معطوف به توضیح علت خواب کردند. در این دوره پیشرفت های زیادی در تشخیص بالینی اختلالات خوا  به ویژه علل خواب آلودگی روزانه اتفاق افتاد. کتاب های متعددی اختصاصا به جنبه های فیزیولوژیک و بالینی خواب می پرداختند. با این حال اغلب چیزی که این کتاب ها بیان می کردند، بسط نظریات قدیمی تر بود.

نظریه های علت شناختی خواب را می توان در چهار گروه قرار داد: عروقی (مکانیکی، کم خونی، و احتقان)، شیمیایی (مزاجی)، عصب شناختی (بافت شناختی)، و چهارمین گروه که به جای بررسی علت های فیزیولوژیکی خواب به بررسی دلایل خواب می پردازند که عبارت اند از نظریات رفتاری (روانشناختی، و زیستی).

نظریات عروقی اغلب در اوایل قرن 19 مورد بحث قرار می گرفت. آن ها بر اساس نخستین نظریه عقلانی درباره علت خواب بودند، که در دوران یونان باستان توسط آلکمئون مطرح شد. آلکمئون معتقد بود خواب به این علت ایجاد می شود که خود در مغز پر می شود، و بیداری زمانی است که خون از مغز به سایر نقاط بدن باز می گردد. این نظریه زمانی تقویت شد که مشخص شد حالت بهت با سکته مغزی در ارتباط است. بقراط نظریه ای داشت مبنی بر این که خواب به واسطه جریان معکوس خون از اندام ها به بخش های مرکزی بدن اتفاق می افتد. فون هالر در قرن 18 با نظریه آلکمئن موافق بود و پیشنهاد کرد حرکت خون به سمت مغز موجب فشار بر روی جمجمه و در نتیجه به دلیل قطع روح حیوانی، موجب خواب می شود. ژوهان فریدریش بلامنباخ (Johann Friedrich Blumenbach) که از او به عنوان بنیان گذار مردم شناسی مدرن یاد می کنند، در سال 1795 نخستین کسی بود که مغز فردی را در حال خواب مشاهده کرد. او توجّه کرد که سطح مغز در طول خواب نسبت به زمان بیداری کمرنگ می شود. بنابراین بر خلاف نظریه های گذشته، او پیشنهاد کرد که خواب ناشی از فقدان خون در مغز است. 

نظریه ای که معتقد است خواب به دلیل احتقان مغز اتفاق می افتد، در نیمه نخست قرن 19 بسیار مورد قبول بود. رابرت مک نیش (Robert MacNish) در سال 1834 کتاب تأثیرگذاری به نام فلسفه خواب نوشت که در مورد خواب و بیماری های آن بود.  مک نیش از نظریات گذشته مبنی بر این که خواب ناشی از فشار وارده از خون به مغز است. در سال 1846 ژوهانس اوانجلیستیکا پورکینژ (Johannes Evangelistica Purkinje) نظریه ای را مطرح کرد که کمی متفاوت بود. پورکینژ اظهار داشت که گذرگاه های مغز توسط احتقان خون در توده های سلولی مغز تحت فشار قرار می گیرند، و بنابراین انتقال عصبی را و تشدید کرده و ایجاد خواب می کنند. جیمز کپی (James Cappie) آخرین فردی بود که از نظریه احتقان طرفداری کرد. این نظریه با یافته های جان هوگلینگز جکسون (John Hughlings Jackson) در تضاد بود. در سال 1863 جکسون پشت شبکیه چشم را مورد مشاهده قرار داد و گزارش کرد که سرخرگ های شبکیه در طول خواب کمرنگ می شوند. این مشاهده وی با یافته های بلامنباخ همسویی داشت. او بنابراین استدلال کرد احتقان مغز دلیل خواب نیست.

رویکرد رقیب برای نظریه احتقان این بود که خواب ناشی از ناکافی بودن خون در مغز است. ویلیام الکساندر هموند (william Alexander Hammond) در سال 1854 نخستین کسی بود که در قرن 19 نظریه کم خونی را مطرح کرد. الکساندر فلمینگ (Alexander Fleming) یک سال بعد، پس از مشاهده بیماران دچار ضربه مغزی از نظریه کم خونی حمایت کرد، زیرا مشاهده کرد با کم شدن خون های سرخرگ اصلی، حالتی شبیه به خواب اتفاق می افتد. دو تن از مهم ترین حامیان نظریه کم خونی فرانس کورنلیوس داندرس (Frans Cornelius Dondres) و آنجلو موسو (َAngelo Mosso) بودند. آن ها معتقد بودند در هنگام شروع خواب، جریان خون از مغز به سمت پوست حرکت می کند. آرتور ادوارد دورهام (Arthur Edward Durham) که در سال 1860 بسیار در این مورد نوشته است، معتقد بود در هنگام خواب، خون نه تنها برای تأمین پوست، بلکه برای تأمین اندام های درونی از مغز به سمت اندام ها حرکت می کند. دو نفر دیگر از نظریه پردازان در مورد این ایده، ویلیام هنری هاول (William Henry Howel) و سر لئونارد ارسکاین هیل (Sir Leonard Erskine Hill) بودند. هاول معتقد بود تغییر در فشار خون شاهرگ اصلی در قسمت زیرین مغز مسئول کم خونی مغزی است. هیل جریان خون مغز را به طور مبسوط مورد مطالعه قرار داد و در سال 1896 گزارش کرد که در طول خواب هیچ تغییری در فشار خون رخ نمی دهد. او معتقد بود مغز در طول خواب نه کم خون می شود و نه دچار احتقان و انباشتگی خون می شود. او نشان داد فشار درون جمجمه در حین خواب نسبت به بیداری تغییر نمی کند.

در پایان قرن 19نظریه های عروقی خواب دیگر مثل سابق مورد حمایت و طرفداری قرار نمی گرفتند. تحقیقات سال های آینده نشان داد اتّفاقا در هنگام خواب تغییر هم در فشار خون و هم در فشار درون جمجمه اتفاق می افتد، ا ما دیگر کسی فکر نمی کرد این تغییرات علت خواب باشند. 




موضوع مطلب :

دوشنبه 93 فروردین 4 :: 9:44 عصر

در قرن 17 و 18 خواب با رویکرد علمی تری بررسی می شد

پنداشتم صدایی می شنوم که بانگ می زد : «دیگر مخوابید! مکبث خواب را می کُشد» خواب بی گناه، خوابی که گره از کلاف سر در گم دلهره ها می گشاید، خواب، مرگ زندگی روزانه، گرمابه کار دردناک، مرهم روان های زخمگین، دومین سرچشمه طبیعت پنهاور، بهترین خوش خوران زندگی! (شکسپیر، مکبث، مجلس دوم، ترجمه داریوش آشوری). 

در قرن 17 پزشکی از دکترینی که تا آن زمان تحت تأثیرش بود، تغییر عمده ای پیدا کرد و جهت گیری های پزشکی، عمدتاً رنگ و بوی علمی گرفت. در این عصر که عصر انقلاب علمی هم نامیده می شود، بزرگان تاریخ علم مانند فرانسیس بیکن، ویلیام هاروی و مارسلو مالپیگی پا به عرصه حیات گذاشتند. انقلاب علمی با نظریات رنه دکارت (1650-1596) شروع به تحول کرد. او نظریات ارسطو را رد کرد و نظریاتی مکانیستیکی عرضه کرد که هنوز هم در علم رویکرد مهمی تلقی می شود. دکارت مدل هیدرویک خواب را معرفی کرد، که در ان غده صنوبری تمامیت بطن های مغزی را برای نگه داشتن حالت هشیاری حفظ می کند. از بین رفتن روح حیوانی از غده صنوبری باعث می شود بطن ها از بین بروند، و در نتیجه خواب ایجاد شود. در ادبیات نیز شکسپیر بارها در نوشته هایش به موضوع خواب اشاره کرده است و به قدری بی خوابی را خوب به تصویر می کشد، که به نظر می رسد خودش هم از مشکل بی خوابی رنج می برده است: «ای خواب، ای خواب مهربان، ای پرستار پرملاطفت طبیعت! چه سانت رمانده ام که دیگر پلک هایم را سنگینی نمی بخشی و حواسم را در فراموشی غرقه نمی کنی ...». فرانسیس بیکن هم جمله جالبی در مورد خواب دارد که هر چند در آن زمان اساس علمی نداشت، اکنون مابازای آن را می توانیم در نظریات امروزی ببینیم :«کسی خوب می خوابد که نداند بد می خوابد».

عصب شناسان بزرگی به نام توماس ویلیس (Thomas Willis) و توماس سیدنهام (Thomas Sydenham) در مورد اصول و درمان در عصب شناسی بالینی مطالبی نوشتند. ویلیس باعث افزایش درک ما از انواع بیماری های خواب مانند سندرم پاهای بی قرار، کابوس، و بی خوابی شد. او تشخیص داد که عناصر درون قهوه می توانند از خواب جلوگیری کنند و خواب یک بیماری نیست، بلکه نشانه ای از علل دیگر است. چهار فصل از کتاب او به نام اصول فیزیک مربوط به بیماری هایی است که موجب خواب آلودگی و بی خوابی می شود. او نیز مانند دکارت معتقد بود که روح حیوانی درون بدن انسان در هنگام خواب استراحت می کند. با این حال او معتقد بود که آن قسمت از روح حیوانی که در مخچه قرار دارد، در طول خواب فعال باقی می ماند تا کنترلش را بر فیزیولوژی حفظ کند. او معتقد بود بخشی از روح حیوانی در طول خواب به طور متناوب آزاد شده و باعث رؤیا دیدن می شود. او همچنین به توصیف سندرم پاهای بی قرار پرداخت که در آن اخلاط حیوانی به اعصاب بر می گردند و موجب حرکت اندام می شوند. وی همچنین کشف کرد که تنتور که محلولی از پودر خشخاش است، می تواند سندرم پاهای بی قرار را درمان کند.

کارل لینه (Carl Linnaeus) در قرن هیجدهم، یک طبقه بندی جدید از گیاه شناسی ارائه داد. او همچنین نقش مهمی از درک امروز ما از ریتم های طبیعت از جمله ریتم شبانه روزی داشت. سنکتوریوس (Sanctorius)، برای نخستین بار ساعت بیولوژیکی بدن خودش را مورد آزمون قرار داد. در نهایت در سال 1729 ژان ژاک دی میران (Jean-Jacques de Mairan) موفق به کشف ریتم شبانه روزی شد. دی میران  پس از مشاهده باز و بسته شدن برگ های گیاهان در هنگام نور و تاریکی به کشف خود دست یافت و گفت در بیماران زمین گیر، مشاهده می شود که آن ها هم در هنگام شب خواب آلوده تر هستند. یکی از چهره های سرشناس قرن هیجدهم آلبرشت فون هالر (Albrecht Von Haller) بود. او در بسیاری از علوم از جمله پزشکی نقش مهمی داشت. او در یکی از آثار تأثیر گذارش به نام عناصر فیزیولوژی 36 صفحه در مورد فیزیولوژی خواب مطلب نوشته و در آن یک نظریه در مورد سبب شناسی خواب ارائه کرد. او معتقد بود که خواب ناشی از جاری شدن خون به مغز است که بر روی مغز فشار وارد می کند و بنابراین منجر به خواب می شود. در قرن نوزدهم، نظریه فون هالر، گسترش یافت و تبدیل به نظریه انباشتگی شد که تا اوایل قرن بیستم هم طرفدارانی داشت. او رؤیا را نوعی بیماری می دانست. 

در قرن 17 و 18 با وجود پیشرفت هایی که در نگاه علمی به خواب اتفاق افتاد، در زمینه درمان، پیشرفت چندانی حاصل نشد. هنوز استفاده از افیون ها و سایر گیاهان دارویی اصلی ترین درمان مشکلات خواب در نظر گرفته می شد. با این وجود برخی از درمان های باستانی مانند حجامت و سحر و جادو کمتر شد، اما همچنان ادامه داشت. پس از انقلاب کبیر فرانسه، پیشرفت هایی در زمینه بهداشت و توجه به خدمات درمانی اتفاق افتاد. با این وجود هنوز حقه بازی ها و فریب کاری ها در زمینه پزشکی خواب وجود داشت. یکی از این چهره ها فرانس آنتون مسمر (Franz Anton Mesmer) بود که از مغناطیس حیوانی برای درمانی مشکلات خواب استفاده کرد که این نوع درمان مسمریسم نام گرفت. او افراد ساده لوح را به اتاق تاریکی می برد تا به اصطلاح با مغناطیس حیوانی درمان شوند. شاید بزرگترین پیشرفتی که در این زمان اتفاق افتاد، کشف لوئیجی گالوانی بود. گالوانی نشان داد که سیستم عصبی دارای فعالیت الکتریکی است که باعث ایجاد رشته الکتروفیزویولوژی و از بین رفتن نظریه اخلاط چهارگانه شد. در این دوره پزشکی آماده ورود به دوران مدرن قرن 19 شده بود.




موضوع مطلب :

یکشنبه 93 فروردین 3 :: 11:7 عصر

مناجات در قرون وسطی، یکی از راه های درمان اختلالات خواب بود

گاهی به حدود 1000 سال میان سقوط روم (476 میلادی) تا سقوط قسطنطنیه یا همان استانبول (1453 میلادی) قرون وسطی گفته می شود که 500 سال اوّل، دوران تاریک نیز نامیده می شود. قرون وسطی، دوران قدرت گرفتن و عقیده راسخ مردم  اروپا به مسیحیت بود. البته نیمه دوم قرون وسطی زمانی بود که علم نزد اندیشمندان ایرانی و عرب پیشرفت سریعی داشت. این پیشرفت تا حد زیادی مدیون ترجمه متون یونانی به عربی در این دوران بود. برگردیم به اروپا. با گسترش دنیای مسیحیت، مردم اروپا عقیده داشتند که روز جزا نزدیک است، و بیماری ها ناشی از مجازات و تنبیه خدا است. دعا و انجام امور خیر، برای درمان و پیشگیری از بیماری مهم تلقی می شد. پزشکی این دوران اغلب بر اساس عرفان و شهود بود و از انجام مشاهدات بالینی و درمان های عاقلانه خبری نبود. اگرچه در آن فضا انجام پزشکی علمی منع شده بود و سحر و خرافات در همه جا رایج بود، در این فضا هم به تدریج برخی از پزشکان دارای رویکرد علمی مانند الکساندر ترالسی (Alexande of Tralles) پرورش یافتند. 

در دنیای مسلمانان نیز رویکرد مذهبی رایج بود، امّا وضعیت بیمارستان ها و بهداشت مردم خیلی از غرب بهتر بود، به تدریج پزشکی در ایران و دنیای اسلام بسیار از اروپا پیشی گرفت و پزشکان بزرگی چون زکریای رازی پا به عرصه حیات گذاشتند. زکریای رازی بیش از 200 کتاب در علم پزشکی نوشت. ابن سینا، باعث پیشرفت دانش پزشکی در آن دوره شد. پزشکان غربی، اهمیت ابن سینا را هم تراز با جالینوس می دانند. کندی رساله ای با عنوان «ماهیة النوم و الرّویا» دارد. وی در این رساله خواب را چنین تعریف می کند: «خواب، ترک استعمال تمامی حواس به وسیله نفس است.» کندی رؤیا را چنین تعریف می کند: «رؤیا کاربرد فکر به وسیله نفس و قطع کاربرد حواس است». دانشمندان اسلامی معمولا رؤیاها را تقسیم بندی می کنند (مثلاً به رؤیای صادقه، اضغاث احلام، رؤیای شیطانی، و رؤیای رمزی)  و این تقسیم بندی در آثار نویسندگان مختلف تکرار شده است. مثلا فارابی رؤیا را یکی از آثار قوه متخیله می داند. از نظر ابن سینا نفس آدمی در هنگام خواب فرصت می یابد از خیالات جاری و اشتغالات روزمره رها شود؛ به عالم قدس صعود کند، و به عالم غیب متصل شود. ابومحمد غزالی رؤیا را جزئی از نبوت می داند. از نظر ابن عربی خواب حالتی است که عارض جانداران می شود و بر اثر ان از احساسات و حرکات ارادی باز می مانند. ولی بسیاری از دانشمندان اسلامی معتقدند در هنگام خواب، حواس باطنی از کار نمی افتد. ابن عربی می گوید خواب دارای دو بخش است : اوّل بخش انتقال. بخش انتقال همراه با رؤیا است، و دوم بخش آسایش یا خواب ناب. از نظر ملاصدرا روح به سبب عروق و رگ ها به باطن بدن رسیده و به دلیل کثرت حرکات و طلب استراحت اعضای بدن، در باطن اثر می گذارد و در این هنگام خواب بر فرد غلبه می کند. کمی بعد (قرن 12 میلادی)، فردی عرب و یهودی به نام موسی بن میمون دیدگاه های پزشکی بقراط، جالینوس و ابن سینا را با هم ترکیب کرد. موسی بن میمون مطالبی در مورد این که یک فرد چقدر باید بخوابد نوشته است: «شبانه روز 24 ساعت است و برای فرد کافی است تا یک سوم آن (یعنی 8 ساعت) را بخوابد. فرد باید خوابش را در اواخر شب شروع کند به طوری که وقتی با طلوع آفتاب بیدار می شود، 8 ساعت خوابیده باشد.» در مورد دانشمندان ایرانی و عرب بحث فراوان است، و فرصت دیگری را می طلبد.

در حدود سال 1000 میلادی یعنی پایان دوران تاریک، با رشد دانشگاه ها، پزشکی رهبانی رو به زوال گذاشت. در این دوره راه های درمان عبارت بودند از رژیم  غذایی مناسب و گیاهان دارویی که البته مهم ترین درمان گیاهی هم درمان با تریاک بود. تریاک برای درمان انواع اختلالات خواب مورد استفاده قرار می گرفت. البته همچنان درمان های خرافی مانند جن گیری، تنجیم و ... مورد استفاده قرار می گرفت. در قرون 15 و 16 آثار بقراط مورد تجدید نظر قرار گرفت. پاراسلسوس (Paracelsus) که پدر داروشناسی نیز خوانده می شود، شروع به استفاده از فلزات در داروها کرد و چندین درمان مهم را برای بیماری هایی ابداع کرد که گاهی موجب اختلالات خواب می شوند. 




موضوع مطلب :

شنبه 93 فروردین 2 :: 11:53 عصر

در انجیل و قرآن بارها به خواب و رؤیا اشاه شده است

در جای جای انجیل به خواب و رؤیا اشاره شده است. در انجیل اغلب رؤیا به عنوان پیشگوی آینده در نظر گرفته شده است، اما این قدرت پیشگویی رؤیاها در انجیل نسبت به کتاب های مقدس قدیمی تر، کمتر واضح و آشکار است. انجیل بر اهمیت خواب و استراحت تأکید زیادی دارد. بر اساس انجیل مهم ترین عناصر برای داشتن یک خواب خوب سخت کوشی، وجدان پاک، رهایی از اضطراب، و ایمان به خدا معرفی شده است. اگر فرد نسبت به روزی خود راضی باشد، کم تر احتمال دارد که دچار مشکلات خواب شود. خواب آلودگی ناشی از نگرانی مفرط درباره دارایی های مادی است. امّا در انجیل آمده است که کارهای ناشایست بیهوده باعث آسایش بدکاران می شود و آن ها نمی خوابند مگر این که کار سوئی را انجام دهند. پرخوابی کاری مذموم شمرده شده است، زیرا باعث تنبلی و در نهایت فقر می شود. تنبلی باعث خواب عمیق می شود. در انجیل تأکید شده است که مردم باید فعال باشند تا دنیا را دنیایی خدایی بسازند. باید از خواب غفلت بیدار شوند تا به رستگاری بشتابند. در برخی جاهای انجیل به جای کلمه «مرگ» از «خواب» استفاده شده است. در روم و یونان باستان نیز بر شباهت بین خواب و مرگ مورد تأکید بوده است. مثلا هومر می گوید: «خواب و مرگ برادران دوقلو هستند». در انجیل آمده است خواب همان مرگ است، فقط خدا است که باعث بیداری انسان ها می شود، اگر خدا نمی خواست، هیچ کس از خواب بیدار نمی شد. در انجیل رؤیاها نقش مهمی را بازی می کنند و گاهی از آن ها به عنوان راهی برای ارتباط خدا با انسان یاد می شود. در انجیل اشارات زیاد دیگری نیز به رؤیا شده است، از جمله در داستان یوسف پیامبر.  در قرآن نیز چندین بار به موضوع خواب و رؤیا اشاره شده است. به دلیل وسعت بحث، موضوع خواب در اسلام را به آینده موکول می کنم، امّا در اینجا قصد دارم تنها به اشاراتی بسنده کنم که در قرآن به خواب و رؤیا شده است.

قرآن نیز مانند انجیل، خواب را جدایی  روح از بدن می داند. در سوره زمر، آیه 42 آمده است: خدا به هنگام مرگ، ارواح را قبض می کند و علاقه روح از بدن را قطع می کند، اما آن هایی که نمرده اند، روحشان را به هنگام خواب می گیرد. پس ارواحی را که قضای خدا بر مرگشان است، نگه می دارد، و دیگر به بدن ها بر نمی گرداند اما ارواحی که چنین قضایی بر آن ها رانده نشده، به سوی بدن هایشان روانه می شوند تا مدت معینی زنده بمانند. مردم متفکر از همین خوابیدن و مردن متوجه می شوند که مدبر امور آن ها خداست. شباهت های بین کتب مقدس و دیدگاه فلاسفه یونان در این مورد قابل توجه است. در آیه 60 سوره انعام نیز مفهوم مشابهی آمده است: او کسی است که روح شما را در شب قبض می کند .... این نظام خواب و بیداری آن قدر تکرار می شود تا پایان زندگی شما فرا رسد. آن وقت همه به سوی خدا بازگشت می کنید. در قرآن پس داستان خواب 309 ساله اصحاب کهف، آمده است، همانطور که قادر بودیم آن ها را به این خواب طولانی ببریم، آنها را بیدار کردیم، طوری که وقتی بیدار شدند، فکر می کردند یک روز یا کم تر خوابیده اند. 

در قسمت های مختلف قرآن در مورد خوابهای پیامبر اسلام، و یوسف نبی آمده است که اغلب به صورت صادقه (پیشگویانه) هستند. یکی از این رؤیاها، رؤیای صادقه پیامبر اسلام است که در آیه 27 سوره فتح ذکر شده است: پیامبر خواب دید که به اتفاق یارانش برای انجام مناسک عمره وارد مکه می شوند و با تعریف این رؤیا همه مؤمنان خوشحال شدند، اما چون این خواب سال بعد از صلح حدیبیه اتفاق نیفتاد، عده ای گرفتار شک شدند. در این آیه ذکر شده است که آنچه خدا در عالم خواب به پیغمبرش نشان داد، صدق و حق بود. از دیگر رؤیاهای صادقه می توان به رؤیا یوسف اشاره کرد که در آن 11 ستاره، ماه و خورشید برایش سجده می کردند اشاره کرد که پدر وی یعقوب پیامبر، آن را به درستی تفسیر کرد. در ادامه این داستان، زمانی که یوسف به زندان می افتد، خواب دو همبندی خود را به درستی تفسیر می کند، و در نهایت خواب معروف پادشاه مصر که هفت گاو چاق، توسط هفت گاو لاغر خورده می شوند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک اتفاق می افتد و یوسف با تأویل صحیح این رؤیا تبدیل به عزیز مصر می شود. بنابراین از نظر قرآن از تأویل خواب یک علم است، و خداوند به هر کس بخواهد به او این علم را می دهد و گاهی از محتوای آشکار رؤیا زیاد نمیتوان به پیشگویی هایش پی برد. در قرآن، گاهی وحی ها و دستورات در هنگام خواب به پیامبران الهام می شود. مثل خواب معروف ابراهیم که به وی دستور داده شد پسر 13 ساله خود را قربانی کند. همچنین گاهی خداوند از طریق رؤیا به راهنمایی بندگانش می پردازد. مثلاً در مورد مادر موسی که در خواب می بیند نوزاد خود را در صندوق بگذارد و به آب بیندازد. در نهایت، در آیاتی از قرآن مثل سوره یونس، آیه 67 آمده است که خدا شب را قرار داده است تا در آن احساس آرامش کنید و روز را روشن کرده است. مطمئنا در این مطلب موفق نشدم به طور کامل به این بحث بپردازم، اگر فرصتی شد در آینده با عمق بیشتری به واکاوی آیات انجیل و قرآن و شاید سایر کتب مقدس می پردازم.

 




موضوع مطلب :

جمعه 93 فروردین 1 :: 11:24 عصر

یین و یانگ به عنوان سمبل خواب و بیداری در نظر گرفته می شوند

در مطلب قبل، در مورد خواب در ماقبل تاریخ و در مصر باستان به تفصیل صحبت کردم. تمدن های دیگری نیز در همان دوره در هند و چین وجود داشتند. اولین داروها در هند اغلب مراسم مذهبی و سحر و جادو بود. علاوه بر آن در هند باستان از داروهای گیاهی بسیار استفاده می شده است که یکی از این داروها راوولفیا (Rauwolfia) نامیده می شد که برای درمان اضطراب و احتمالا بی خوابی مورد استفاده قرار می گرفت. چینی های باستان بر اهمیت کیهان و محیط در ایجاد همه چیز از جمله رفتار و سلامتی باور داشتند. در تصور چینیان باستان اصول اساسی حیات، از تعامل دو عنصر اساسی به نام یانگ و یین نشات می گرفت. یانگ، فعال، روشن، خشگ، گرم، مثبت، و عضلانی است و یین نافعال، تاریک، نمدار، و منفی است. یین و یانگ سمبلی دارد که در عکس بالا نشان داده شده است. گفته می شود سمبل یین ـ یانگ در 2900 سال قبل از میلاد توسط فردی به نام فو هسی (Fu Hsi) طراحی شده است. از آن موقع به بعد، یین ـ یانگ تبدیل به سمبل خواب و بیداری شده است. چینیان باستان برای درمان بیماری ها از رؤیاهای بیماران و اعضای خانواده آنها استفاده می کردند. در چین باستان درمان های متنوعی رایج بوده است که از این بین طب سوزنی و درمان muxibustion ـ سوزاندن ماده ای بر روی پوست ـ برای مشکلات خواب استفاده می شده است. علاوه بر این ماساژدرمانی و تمرینات تنفسی هم برای مشکلات خواب استفاده می شده است. علاوه بر این، احتمالا برای درمان مشکلات خواب، از داروهای گیاهی نیز استفاده می شده است، از این بین می توانیم به گیاه جینسینگ اشاره کرد. برای چینی ها خواب عبارت بود از وضعیتی که فرد به وحدت با کائنات دست می یابد و بنابراین خواب برای چینی ها از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، چنان که در 300 سال قبل از میلاد، فیلسوف چینی چوانگ زو (Chuang Tzu) این موضوع را بیان کرد.

بخشی آنچه در مورد یونان باستان می دانیم، برگرفته از آثار ایلیاد و اودیسه هومر است، هومر در آثار خود چگونگی شکل گیری تمدن باستانی یونان در کرت را شرح می دهد، اما از لابلای مطلب های او می توان به مطالب زیادی در مورد پزشکی در آن دوره (پزشکی هومری) دست یافت. هومر در آثارش نشان می دهد که چقدر خواب با کیفیت بالا برای یونانیان مهم بوده است. هیپنوس، که اصطلاح هیپنوتیسم برگرفته از آن است، خدای خواب است که برای نخستین بار در فصل 14 کتاب ایلیاد هومر از آن نام برده شده است و سال 700 قبل از میلاد در سه گانه هسیود دوباره از آن نام برده شده است. معابدی در یونان باستان ساخته می شد که در آن بیماران می خوابیدند و شمن ها برایشان دعا می کردند و بیماری آن ها از طریق خواب دیدن درمان می شد. به نظر می رسد، که این روش، اوّلین روش درمان رفتاری اختلالات خواب باشد. گفته می شود در برخی از مناطق دنیا هنوز خواب درمانی، وجود دارد. احتمالا تأثیرات درمانی این روش ناشی از وضعیت آرمیده و تلقین به بیمار بوده است. در حدود سالها 500 قبل از میلاد روش های درمانی منطقی تری توسط دانشمند ـ فیلسوفانی نظیر تالس و فیثاغورس معرفی شد. تالس نگاه مذهبی و سحرآمیز به بیماری ها نداشت و فیثاغورث بر اهمیت رژیم غذایی، ورزش، موسیقی، و داروها تأکید می کرد. 

الکمئون فیلسوفی بود که معتقد بود سلامت ناشی از هارمونی، و بیماری ناشی از به هم خوردن هارمونی است. او احتمالا نخستین نظریه در مورد سبب شناسی خواب را ارائه داده است. او معتقد بود در زمان بیداری رگهای مغز خالی می شود، و هنگام خواب رگها پر می شود. امپدوکلس نخستین کسی بود که مطرح کرد هر چیزی در طبیعت از چهار عنصر به وجود آمده است: آب، هوا، آتش و خاک. امپدوکلس معتقد بود زمانی خواب اتفاق می افتد که آتش درون خونها سرد می شود که این امر باعث جدا شدن عناصر از یکدیگر می شود. هیچ کس در تاریخ نبوده است که به اندازه بقراط در پزشکی تأثیرگذار باشد. او 72 کتاب دارد که تقریبا تمام ابعاد پزشکی را شامل می شود. بقراط نه تنها در مورد سبب شناسی خواب داری نظریه است، بلکه در مورد علل رؤیا هم پیشنهادهایی ارائه داده است. بقراط معتقد بود خواب هنگامی اتفاق می افتد که خون از اندام ها به سمت نواحی داخلی بدن حرکت می کند. او باور داشت که خون باید توسط بخش های درونی بدن گرم شود تا خواب ایجاد شود. بقراط معتقد بود حالت خواب آلودگی ناشی از مصرف خشخاش می تواند برای درمان مشکلات خواب سودمند باشد. پس از بقراط، افلاطون و ارسطو نظریاتی در مورد خواب و رؤیا ارائه دادند. مثلا ارسطو معتقد بود رؤیاها آینده را پیش بینی می کند. اما وی نظریه ای را در مورد سبب شناسی خواب ارائه داد. او گفت خواب ناشی از فرایند گوارش غذا است. ارسطو می گفت وقتی غذا هضم می شود موادی را به مغز می فرستد و ایجاد خواب آلودگی می کند. سپس این مواد خنک می شوند و دمای بدن را سرد می کنند و خلاصه باعث شروع خواب می شوند. 

پس از دوران افلاطون و ارسطو، پزشکی در یونان و روم باستان پیشرفت کرد. یکی از مکاتبی که در آن دوره در یونان وجود داشت، اتم گرایی (Atomism) بود. اتم گرایی بدین معناست که همه اشیا از ذرات بی شماری به نام اتم تشکیل شده اند. در این مکتب لوسیپوس در سال 430 معتقد بود خواب وضعیتی است که اتم های بدن به طور جزئی یا به طور کامل از هم گسسته می شوند. دموکریتوس بی خوابی را ناشی از تغذیه ناسالم و خواب روزانه را ناشی از بیماری می دانست. اپیکور نیز با دیدگاهی اتم گرا مطالب زیادی در مورد خواب و رؤیا نوشته است. او در آثار خود به فقدان کنترل عضلانی و آرامیدگی هنگام خواب اشاره می کند، که این مطالب ریشه نظریه عصب شناختی در مورد خواب به حساب می آید. 




موضوع مطلب :

جمعه 93 فروردین 1 :: 1:14 صبح

حتی دایناسورها هم مشکل خواب داشته اند

خواب، تنها دارویی است که باعث تسکین می شود ... (سوفوکل)

الگوی خواب و اختلالات خواب در انسان ماقبل تاریخ نامعلوم است و بنابراین ناچاریم با استفاده از فیزیولوژی تطبیقی حیوانات و شواهدی که از رفتارها و بیماری های دیگر به دست آمده است، دست به حدس و گمان بزنیم. حدود 600 میلیون سال پیش، نخستین شکل حیات روی زمین به وجود آمد و حدود 250 میلیون سال پیش نخستین پستانداران پا به عرصه وجود گذاشتند. دانشمندان معتقدند نخستین دوره از خواب امواج کوتاه (SWS) در حدود 180 میلیون سال پیش اتفاق افتاد، اما خواب REM فقط مربوط به 50 میلیون سال اخیر است. الگوی خواب و بیداری انسان ماقبل تاریخ را می توان با مقایسه با نخستی هایی مثل شامپانزه ها حدس زد. این حیوانات از نظر ژنتیکی شباهت زیادی به انسان ها دارند. دوره های خواب و بیداری در انسان ها نسبت به حیوانات نسبتا طولانی است. معمولا انسان ها در 24 ساعت یک دوره خواب و یک دوره بیداری دارند، برخی از حیوانات، مانند شامپانزه ها در 24 ساعت دو دوره خواب و دو دوره بیداری دارند. دوره خواب در شامپانزه ها طولانی است. به طوری که از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب می خوابند، و البته یک چرت چند ساعته هم در وسط روز می زنند. البته آن ها در نیمه های شب چندین بار بیدار می شوند. به نظر می رسد که انسان های ماقبل تاریخ هم از غروب تا طلوع آفتاب می خوابیدند و در طی شب چندین بار از خواب بیدار می شده اند، زیرا بعید می رسد که می توانسته اند بیش از 10 ساعت به صورت مداوم بخوابند. از شواهد چنین به نظر می رسد که انسان ها از حدود 10000 سال قبل از میلاد در طول روز فقط یک دوره خواب و یک دوره بیداری داشته اند.

از شواهدی که از فسیل ها به دست آمده است، مشخص شده است که حتی قبل از تکامل انسان ها نیز اختلالات خواب وجود داشته است. حتی بسیاری از دایناسورها هم دردهای استخوانی داشته اند که مانع از خواب آسوده آن ها می شده است. شواهدی وجود دارد که در حدود 4000 سال قبل از میلاد در مصر باستان بیماری های متعددی مثل ذات الریه وجود داشته است که منطقی است تصور کنیم که موجب بی خوابی می شده است. در آن دوره میانگین سن انسان ها در حدود 30 تا 40 سال بوده است. طبیعی است که انسان های ماقبل تاریخ تلاش کرده اند که مشکلات خوابشان را درمان کنند، اما زمانی که انسان ها شروع به این کار کردند، روشن نیست. درمانها احتمالا شامل انواع جراحی و حجامت یا خوردن گیاهان مختلف برای ایجاد حالت تهوع بوده است. حتی امروزه در جوامع بدوی بسیاری از بیماری ها و اختلالات را ناشی از خدایان، سحر، و ارواح می دانند. بنابراین رو به انواع غیب گویی، طلسم، مراسم خاص و ... می آورند. 

در حدود 3000 سال قبل از میلاد مردم بین النهرین تصور می کردند بیماری ها ناشی از خدایان خشمگین است، بنابراین آنها خدایانشان را با نام های مختلفی می خواندند. مثلا تیو، خدای سردرد، و نارگل، خدای تب بود. درمان معمولا شامل بررسی این بود که بیمار چه کار اشتباهی کرده است که خدایان خشمگین شده اند و شروع به اجرای مراسمی می کردند تا خدایان را راضی کنند. آن ها گیاهان، روغن ها یا بخش هایی از بدن حیوانات را می بلعیدند، استشمام یا تنقیه می کردند. این کارها معمولا توسط یک فرد مذهبی (شمن، موبد) انجام می شد که در آن زمان ها نقش پزشک را داشت. آنها بابت درمان بیماری ها پولهای گزافی می گرفتند، و در صورت عدم موفقیت تنبیه می شدند. بنابراین احتمالا آن ها بابت ناتوانی در درمان بیماری های مزمنی چون بی خوابی، بارها تنبیه شده اند. 

پاپیروس های درمانی مربوط به مصر باستان، اغلب اطلاعات ما از پزشکی در مصر باستان را فراهم آورده است. پاپیروس چستر بیتی (Chester Beaty) که در حدود 1350 سال قبل از میلاد نوشته شده است، حاوی اطلاعاتی در مورد تفسیر خواب است. رؤیاها به عنوان پیش بینی های معکوس در نظر گرفته می شد، مثلا رؤیا مرگ، به معنی زندگی طولانی بود. اکثر درمان ها در مصر باستان، دعا کردن به خدایان برای به دست آوردن کمک آنها بود. مصری ها معروفند که توجه خاصی به بهداشت داشته اند، بنابراین، احتمالا توجهی نیز به بهداشت خواب داشته اند. در آن دوره بسیار شراب نوشیده می شده و احتمالا نخستین درمان ها برای بی خوابی بوده است. در آن دوره از گیاهان، به ویژه گیاه خشخاش برای درمان استفاده می شده است. صدها سال بعد در مصر خدایی به نام سومنیفروم (Sominifeum) پرستش می شد که خدای خواب بود، مصریان این خدا را از خدای رومی ها به نام سومنوس (Somnus) گرفته بودند. در آن دوره از تاریخ خشخاش برای درمان بی خوابی به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گرفت، و استفاده از خشخاش حتی از زمان سومنوفیروم قدیمی تر باشد. بنابراین می توانیم بگوییم نخستین داروی خواب، خشخاش بوده است. در مصر باستان احتمالا برای درمان مشکلات خواب (به خصوص برای خواب آلودگی) از حجامت هم استفاده می شده است. حتی به نظر می رسد که عده ای از پزشکان در زمینه مشکلات خواب تخصص داشته اند. به طور قطع می توان گفت تعدادی از پزشکان متخصص تعبیر خواب بوده اند و در آن دوره بود که آرتمیدروس (Artemidorus) نخستین کتاب تعبیر خواب را نوشت. در مطلب بعد، در مورد سایر تمدن ها، به خصوص چین و یونان خواهم نوشت. 




موضوع مطلب :

چهارشنبه 92 اسفند 28 :: 11:41 عصر
1   2   >   
درباره سایت


امیرعلی مازندرانی «روانشناس، پژوهشگر، و درمانگر اختلالات خواب»
پیوندها
صفحات سایت
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار سایت
  • بازدید امروز: 136
  • بازدید دیروز: 72
  • کل بازدیدها: 148853
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای رویابین محفوظ است